خانه مقالات معماری سازمانی چیست؟
معماری سازمانی چیست؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط آلکس گوکان خان   
پنجشنبه, 29 دی 1390 ساعت 07:04

 

معماری سازمانی چیست؟

مجموعه ای از دستورالمعل ها که طی آن تلاش می کند تا با توجه به وضع موجود، وضع مطلوب یک سازمان خلق گردد.

برای آنکه بتوان وضع موجود را ترسیم کرد باید در سطحی مشخص ویژگی های سازمان را بیان نمود.

کدام سطوح وجود دارد؟

مدل زکمن به 5 سطح مختلف شناسائی نقسیم می شود.

کدام ویژگی ها باید بیان شود؟

مدل زکمن:


Where

When

Who

What

How

Why







contextual






conceptual






physical






Detailed

 

سوال: به چه دلیل باید برای ترسیم آینده توصیفی از وضع موجود ارائه شود؟

تعریف مدیریت: تخصیص منابع محدود به خواسته های نامحدود

تحلیل و شناسایی شکاف و برنامه ریزی جهت پر کردن این شکاف نیازمند ترسیم وضع موجود است.از سوی دیگر بنا بر تعریف مدیریت باید منابع محدود موجود جهت تحقق خواسته های نامحدود شناسایی گردد.

برای شناسایی وضع موجود و توصیف آن نیازمند یک چهارچوب هستیم. چارچوبی که جهت توصیف یک سازمان و ترسیم آینده آن لازم است تا از مدل آقای زکمن استفاده گردد. این چارچوب یعنوان جدول مندلیف معماری سازمانی نیز شناخته می شود.

کاملترین توصیف یک سازمان دارای 30 بخش اصلی بوده که تمام سلولهالی فوق را پوشش می دهد.

تعریف : هر کدام از سطوح چارچوب زکمن:

contextual: این سطح به شناسایی و تدوین لیست های مربوط به سازمان توجه دارد.

Conceptual: محور تمرکز این سطح تمرکز بر روابط بین اجزای سازمان است

Logical: این سطح شناسایی قوانین و اصول حاکم را در شرح وظظایف خود دارد.

Physical : این سطح مشخصات فنی و specification در این سطح مشخص می گردد.

Detailed : تمام جزئیات سازمان در این سطح تدوین می شود.

FEAF: سازمان های ناهمگون: سطح بلوغ کم

DODAF ,TOGAF : همگون که TOGAF برای سطح بلوغ متوسط و با DODAF برای سطح بلوغ بالا

5 رفرنس مدل وجود دارد:

http://en.wikipedia.org/wiki/Federal_Enterprise_Architecture



 



در یک سازمان برای توصیف وضع موجود و یا ترسیم شرایط مطلوب ابتدا باید پروفایل بلوغ استخراج شود.

بلوغ:

1. عدد سطح بلوغ(عدد) مثال سطح 3

2. پروفایل بلوغ (نمودار): پروفایل بلوغ

بسیاری از اوقات عدد سطح بلوغ برای تصمیم گیری و طراحی کفایت می کند.

برای دو حوزه به جزئیات بیشتر نیاز داریم ایندو حوزه عبارتند از :

i.معماری سازمان

ii.پیاده سازی COBIT

مثال: سازمان X را در سطح CONTEXTUAL توصیف نمائید.

WHY: لیست اهداف سازمان X

HOW: لیست فرآیندهای سازمان X: این سازمان دارای دو دسته اصلی فرآیند می باشد:

الف: فرآیندهای صف:

1. مشاوره

2. آموزش

3. پژوهش

ب: فرآیندهای ستاد:

1. مالی

2. اداری

برای توصیف سازمان X در هر کدام از سطوح مشخص شده می توان از روشهای تحقیق موجود و مناسب استفاده کرد مثلا پرسشنامه ، مصاحبه ، نظرات خبرگان و ...

 

سوال: رابطه استاندارد، مدل و متدولوژی با یکدیگر چگونه است؟


یک مدل مجموعه ای ار اجزاء می باشد که دارای روابطی مشخص بوده و با هدف توصیف عملکرد یک ساختار بزرگ ترسیم می شود.

استاندارد ابزار استقرار حداقلی یک مدل است.مثل مدل مدیریت کیفیت نشان دهنده استقرار حداقلی: استادندارد ایزو 9000

متدولوژی : دستورالعمل تحقق استاندارد می باشد. متدولوژی SCAMPI -----> مدل CMMI

هدف این متدولوژی تعیین پروفایل بلوغ فرآنیدی یک سازمان است.

 

سازمان همگون:

اگر در پروفایل بلوغ سازمان ، تفاضل بین بیشترین سطح بلوغ با کمترین سطح کمتر یا مساوی 2 باشد سازمان را همگون می نامیم.

 

سازمان ناهمگون:

اگر در پروفایل بلوغ تفاضل کمترین و بیشترین میزان بلوغ بیش از 2 باشد.


معماری توصیه شده

پروفایل بلوغ سازمان

FEAF

ناهمگون

TOGAF

همگون و مساوی یا بیش از 2 مورد کمتر از 2

DODAF

همگون و کمتر از 2 مورد زیر 2

چارچوب معماری سازمانی فدرال - FEAF

در سال 1996 قانوني موسوم به كلينگر كوهن در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه مطابق آن، همه وزارتخانه ها و سازمانهاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماري فناوري اطلاعات خود را ايجاد كنند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري فناوري اطلاعات يكپارچه در هر سازمان بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي آن سازمان قرار گرفت. در سال 1998 بر اساس همين قانون شوراي مديران ارشد اطلاعاتي موظف شدند كه جهت توسعه، پشتيباني و تسهيل پياده سازي معماري اطلاعات سيستمهاي دولتي، راهكار واحدي را ارائه دهد. چارچوب معماري سازمان فدرال در سپتامبر سال 1999 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد.

اين چارچوب از 4 سطح و 8 مولفه تشكيل شده است، در سطوح بالا طرح ها و راهبردهاي كلان مطرح مي‌شود درحاليكه هر چه به به سمت سطوح پائين تر حركت مي‌كنيم با طرح ها و مشخصات جزئي تر برخورد مي‌كنيم تاسرانجام در سطح 4 به ماتريس محصولات FEAF برمي‌خوريم كه همان چارچوب اوليه زكمن است(اين ماتريس شامل سه جنبه داده، فرآيند و مكان است كه در پنج ديدگاه برنامه ريز، مالك، صاحب، سازنده و پيمانكار طبقه بندي شده است).

FEAFبرخلاف زكمن تنها به معرفي چارچوب و محصولات نمي‌پردازد، بلكه روش و چگونگي برپاسازي معماري را نيز مشخص مي‌كند. در مستندات FEAF ، از متدولوژي "برنامه ريزي معماري سازماني " آقاي اسپيواك به عنوان راهنماي انجام معماري، نام برده شده است.

همانطور كه گفته شد اين چارچوب داراي هشت مولفه است كه عبارتند از:

پيشرانهاي معماري: نمايانگر دو نوع محرك يا عامل تغيير معماري سازماني هستند:

پيشرانهاي حرفه كه مي‌توانند قوانين جديد، تصميمات جديد مديريتي، افزايش ناگهاني بودجة حوزه ها و فشارهاي بازار باشند.

پيشرانهاي طراحي كه شامل نرم افزار، سخت افزار و بستر ارتباطي(شبكه) جديد و كارامدتر هستند.

جهت گيري راهبردي: توسعة معماري مقصد را هدايت كرده و شامل چشم انداز، اصول و اهداف مي‌شود.

معماري موجود: معماري سازماني را آنطور كه هست تعريف كرده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و اطلاعات (داده ها، كاربردها و فناوري ).

معماري مطلوب: معماري سازماني را آنطور كه بايد باشد، تعريف نموده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و معماري اطلاعات. اين معماري برآوردي است از قابليتها و فناوريهاي آينده كه نتيجه بهبود سيستم ها و فناوري هاي فعلي در جهت پشتيباني از تغيير در نيازمنديهاي حرفه است.

فرآيندهاي انتقالي: مهاجرت از معماري فعلي به مقصد را پشتيباني مي‌كنند . فرآيندهاي انتقالي حياتي براي سازمان فدرال شامل طرح كلان سرمايه گذاري فناوري اطلاعات، برنامة انتقال، مديريت پيكربندي و كنترل تغييرات مي‌گردد.

بخشهاي معماري: تلاشهاي معماري متمركز بر حوزه هاي اصلي حرفه مانند سيستمهاي مديريتي رايج، حوزه هاي برنامه ريزي مانند بازرگاني و سرمايه يا خريدهاي كوچك از طريق تجارت الكترونيكي است. هر بخش، تكه اي از كليت معماري سازماني فدرال است و يك سازمان درون سازمان اصلي فرض مي‌گردد.

مدل هاي معماري: مدل هاي حرفه و اطلاعات كه نشان دهنده اجزاء و رفتار سازمان هستند، را توصيف مي‌نمايند.

استانداردها : همة استانداردها (كه بعضي از آنها ممكن است اجباري باشند)، رهنمودها و بهترين تجربيات را در برمي‌گيرند.

نقاط ضعف چارچوب فدرال:

· اگرچه چارچوب فدرال از استانداردها و طرح هاي انتقالي به عنوان بخشي از معماري بهره برده ولي مشخص نكرده كه اين استانداردها چگونه مي بايست سازماندهي و بكار برده شود.

· در مورد طرح انتقالي هيچ راهنمائي ارائه نشده است

· اگرچه در مستندات چارچوب فدرال نياز به مخزن مدل ها مطرح شده ولي توضيح يا پيشنهادي داده نشده است.

· راهنمائي درخوصوص امنيت وجود ندارد.

· چارچوب معماري سازماني فدرال به عنوان "راهنما" براي سازمانهاي فدرال ارائه شده و جنبه "اجباري" ندارد.

نقاط قوت چارچوب فدرال:

· اين چارچوب گامي مهم در راستاي تعريف عناصر و اجزاء معماري سازماني است. ب

· رخلاف زكمن كه تنها به خود چارچوب محصولات و مدل ها مي پردازد در اينجا به اهداف استراتژيك و نيازهاي گذار(تحول) نيز پرداخته شده است.

· از متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني اسپيواك به عنوان روش برپاسازي نام برده شده و لايه هاي معماري تشريح شده اند.

برای اطلاعات بیشتر به سایت کمیته معماری سازمانی ایران مراجعه کنید.

آخرین بروز رسانی در شنبه, 22 بهمن 1390 ساعت 15:22
 
هدف کسب و کار، ایجاد و حفظ مشتریان است. بنابراین، نوآوری و بازاریابی اصلی ترین عملکردهای مدیریت هستند
زیرا تنها به کمک آن ها می توانیم فروش، درآمد و جریان پول نقد ایجاد کنیم.

كاربران حاضر

ما 5 مهمان آنلاین داریم

آمار بینندگان

بازدیدکنندگان : 8087